|
دست دلم باز شود اگر دست دلت رو شود شاید و آنوقت از دور دست ها دستهایمان در آغوش یکدیگر بیفتند و به افتخار دست انداختن دست بی رحم زمانه دست بزنند پ.ن: دستم درد نکنه که به جای هزارپا هزاردستان رو دست آوردم + نوشته شده در توسط حوا |
همه چیز را آماده کرده بودم همه چیز تورم را محکم بافته بودم قلاب را سخت ساخته بودم در آبشان افکندم تا بزرگترین پری دریایی را به دام افکنم و تو بیرون آمدی سرانجام ازاعماق اقیانوسی ناشناخته و من آخرین نکته ی زندگی را آموختم تورت را آنقدر محکم نگیر که نتوانی از چنگ کوسه ها بگریزی + نوشته شده در توسط حوا |
من تمام دست نوشته هایم را که مدت هاست دیگر با دست نمی نویسم میان قاب چشم های تو می پیچم می خواهم پس از بلندترین فریادی که هیچ کس نشنید سکوت بیاموزم از دست های تو
+ نوشته شده در توسط حوا |
|
| ||||||