تبليغاتX
الا یا ایها الساقی

الا یا ایها الساقی


 

می خوابم روی ریل های زندگیت

و نفس می کشم هوای تو را

برای همه ی عمر خورشید می شوم

رگ زمان را می زنم و

 می مکم خون سیاه شب های تو را

و تو برای ماه عاشقانه ها می گویی

وهیچ گاه

نه هیچ گاه

نخواهی فهمید روشنایی شب های  تارت را

وامدار در خود سوختن منی

+ نوشته شده در توسط حوا |



جلو می آیی

سلام می کنی

امامن جوابت را نمی دهم

می گویی برگشتم

 چیزی نمی گویم

می گویی حالم خوب شده تو راست می گفتی

هنوزهم معجزه اتفاق می افتد

حرفی نمی زنم

می پرسی چرا جوابم را نمی دهی ؟

من به عشق تو با مریضی ومرگ جنگیدم

سکوت می کنم

می گویی انگار حرفهایت دروغ بود دیگر عشقی  پیدا نمی شود

و بعد

می روی

می روی ومن هیچ وقت نمی توانم بگویم

 که برای سلامتی تو نذر کرده بودم که روزه ی سکوت بگیرم

+ نوشته شده در توسط حوا |



بغض گرفته گلوی احساسم را

احساس می کنم که احساسم لال شده شاید

خودم را می نویسم هر روز و خط می زنم هر شب

تا تو در قحطی باور از راه می رسی

تو کلمه را از جیب های زمان می دزدی

تن روحم شکوفه می کند

تن روحم با معجزه ی دم تو شکوفه می دهد

ومن آن واژه ی ممنوعه را با لذتی که تنها تو می فهمی

 زیر لب تکرار می کنم

احساسم آبستن رازی بزرگ است

ومن تولدش را به سان حادثه ای

 که دیگر تکرار نخواهد شد انتظار می کشم

هر چندخوب می دانم مجازات  جرمم نه حبس و نه اعدام

که  شکنجه است

شکنجه ای که هیچ گاه تمام نمی شود

+ نوشته شده در توسط حوا |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

دوش دیوانه شدم عشق مرا دید وبگفت
آمدم نعره مزن جامه مدر هیچ مگو


صفحه نخست
پست الکترونیک



گندمزارن خاطره

فروردین 1387

اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385



آدم نمی شوند

دنیا دیگه مثل تو نداره
مترسک فیلسوف
یک نفر شورشی
باشگاه حماقت
عروس زیبایی(آیدا)
گفت که دوستم دارد
با من بمان ای مهربان
زنده به گور (راه رفتن مرد مرده )
هجران
روانی
آنتی هیستامین
فریاد سکوت
خاکستر خیال
یه روح بی روح
شاه آمفاکتوس سوم
آهسته وحشی می شوم
دختری در باد
بانوی تو
استامینوفن
خرمگس خرفت و غیره...
خودکار مست
نامه های بی مخاطب
یگانه


    تعداد بازديدها:

Night Skin:طراح قالب
POWERED BY: BLOGFA.COM

RSS