|
آدم گند می زنه به زندگی حوا می گه خوب می دونی که آدمه و همه عالم می دونن که آدم جایز الخطا است آدم ایده های حوا رو می دزده می گه آخه عزیزم من وتو نداریم که آدم حوا رو مسخره می کنه می گه اون جور که من می گم باید دنیا رو ببینی اون طور که من می گم باید زندگی کنی هر چی باشه من از تو زودتر دنیا اومدم آدم سر حوا داد میزنه می گه می دونی به خاطر تو از خیلی چیزا گذشتم اگه تو نبودی الان من توی بهترین جای بهشت داشتم خوش میگذروندم آدم اشک حوا رو در می یاره می گه می دونستم از اولشم تو تیکه ی من نبودی آدم به حوا می گه نخند خنده کار آدم های احمقه دل حوا میشکنه وصدای شکستنش به گوش خدا می رسه خدا آدمو تبعید می کنه به یه جای دور اما حوا بازم دلش نمیاد آدمو تنها بذاره + نوشته شده در توسط حوا |
گفت خشنی گفت انعطاف پذیز نیستی گفت اگر عاشقی باید مثل شاخه های بید تو دست باد رها باشی ورفت رفت و ندید که عاقبت من مدال طلای ژیمناستیک المپیک رو گرفتم + نوشته شده در توسط حوا |
|
| ||||||